اگر میخواهید در بازار رقابتی امروزی، صدای آنلاین خود را از سایرین متمایز کنید، باید کارایی وبسایت خود را افزایش دهید و اطمینان حاصل کنید که مخاطبان هدف، بهراحتی به محتوای شما دسترسی پیدا میکنند. این امر مستلزم آن است که همیشه مبانی سئوی داخلی وبسایت خود را بهروز نگهدارید.
در طول چند سال گذشته، قوانین سئوی داخلی دستخوش تغییرات زیادی شده است؛ زیرا گوگل تلاش میکند «بهترین نتایج» را به کاربران ارائه دهد. حالا صفحهی استاندارد نتایج جستجو، لزوماً برای لینکهایی که واژهی جستجوشده را تیتر خود لحاظ کردهاند، رتبهی بالاتری قائل نیست.
در این قسمت از آموزش دیجیتال مارکتینگ، میخواهیم مهمترین عناصری را که کیفیت سئوی داخلی وبسایت شما را بهبود میدهند، مرور کنیم:

اگر شما عبارت «on-page SEO» را در گوگل جستجو کنید، در نخستین مرحله توضیح پلتفرم MOZ را مشاهده میکنید: «بهینهسازی صفحات وب شخصی، بهطوریکه رتبهی بهتر و ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به دست آورید. سئوی On-page درواقع بهینهسازی صفحهی وب به کمک محتوا و کد HTML است، برخلاف سئوی Off-page که به لینکها و سایر سیگنالهای خارجی اشاره دارد.»
بنابراین سئوی داخلی، عناصر ضروری صفحهی وبسایت شما را بهطوری کنار یکدیگر قرار میدهد که رتبهی بهتری در جستجوی گوگل به دست آورید. نکتهی کلیدی این است که با پیچیدهتر شدن سیستم گوگل، یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار در بهینهسازی صفحه، «مرتبط» باقی ماندن است. صفحهی وبلاگ یا وبسایت شما تا چه حد به موضوعاتی که جستجو میشوند مرتبط است؟ این نخستین نکتهای است که باید در توسعهی صفحهی خود به یاد داشته باشید.
فرض کنید که این مراحل، مزیت کاربر نهایی را برای شما به همراه میآورند. شما تقریباً هشت ثانیه فرصت دارید تا روی یک بازدیدکننده تأثیر بگذارید و تعامل او را جلب کنید. هرچه تعامل کاربران با وبسایت شما بیشتر باشد و هرچه زمان بیشتری در وبسایت شما باقی بمانند، تجربهی کاربری بهتری خواهند داشت. استراتژیها و مقولاتی که در ادامهی مطب ذکر میکنیم، به شما کمک میکنند ترافیک بیشتری به دست آورید و در نتایج جستجو، بهتر دیده شوید. اما اقدام ضروری مرحلهی بعد، که حتماً باید آن را در دستور کار خود قرار دهید، آنالیز وبسایت و مشاهدهی آناتومی صفحات شما است.

یکی از مهمترین اقدامات سئوی داخلی، پیادهسازی تگها یا همان برچسبها است. برخی از برچسبها، دیگر مثل گذشته با یکبار اجرا سئوی شما را بهبود نمیدهند، ولی اگر آنها را بهطور بهینه به کار بگیرید، ترافیک وبسایت را بالا میبرند.
متا تگها باید اطلاعات صفحهی شما را به موتور جستجو ارائه دهند. مخصوصاً متا تگهای سفارشی بیشتر روی کاربران تأثیر میگذارند و کلیکها (و طبیعتاً ترافیک) بیشتری را به وبسایت شما میآورند.
شما در صفحات وبسایت از تگهای مختلفی استفاده میکنید که برچسب عنوان، مهمترین آنها محسوب میشود. عنوان، همان عبارتی است که کاربران در نتایج جستجوی ارگانیک و پرداختشده مشاهده میکنند و همان کلماتی است که بالای برگهها (تبها) در مرورگر ظاهر میشود.
برچسب عنوان، نشان میدهد که این صفحه در مورد چیست. هنگامیکه گوگل میخواهد صفحات وب را برای نمایشهای خاص رتبهبندی کند، به برچسب عنوان نگاه کرده و آن را با بقیهی محتوای صفحه مقایسه میکند.
اگر شما با HTML کار میکنید، کد برچسب عنوان احتمالاً شبیه به سطر زیر خواهد بود:
</title>آموزش بازاریابی دیجیتال؛ بخش ششم: سئوی داخلی<title>
بااینحال، افزونهی سئوی وردپرس Yoast به شما امکان میدهد یک برچسب عنوان سفارشی درون پلتفرم بسازید.
نکته ۱: برچسبهای عنوان را توصیفی و کوتاه نگهدارید و به محدودیت کاراکتر گوگل توجه داشته باشید.
نکته ۲: درحالیکه توصیه میشود از کلمه کلیدی اصلی خود در عنوان استفاده کنید، ولی همانطور که گفتیم گوگل محتوای شما را با این عبارت مقایسه میکند. بنابراین مهمترین کلمات «مرتبط» را ابتدای عنوان خود قرار دهید.
نکته ۳: بهینهسازی تگ عنوان شما را از رقبا متمایز میکند. بنابراین اطمینان حاصل کنید که کلیدواژههای شما برای مخاطبان جذاب هستند و درعینحال اطلاعات کسبوکار شما را شامل میشوند.
نکته ۴: برای هر صفحه، تگ عنوان جداگانهای در نظر بگیرید.

توضیحات متا به کاربران میگوید که در صفحهی وبسایت شما، با چه مطالبی روبرو میشود. توضیحات متا درواقع همان متن کوتاهی است که در صفحهی نتایج گوگل، زیر عنوان مطلب شما قرار میگیرد و اگرچه یک فاکتور مستقیم رتبهبندی نیست، ولی موتورهای جستجو برای تعیین موضوع صفحه و مخاطبان بهمنظور درک ارزش محتوای شما، آن را میخوانند.
یک توصیف متای خوب، ممکن است مزیتی رقابتی برای محتوای شما محسوب شود و نرخ کلیکهای وبسایت را بالا ببرد. گرچه ممکن است گوگل توضیح سفارشی را حذف کند و بخشی از محتوای صفحه را با آن جایگزین کند، ولی توصیه میشود این بخش را برای هر صفحه از وبسایت با دقت پر کنید.
نکته ۱: گوگل برای کاربران دسکتاپ ۲۰۰ کاراکتر و برای کاربران تلفن همراه، حداکثر ۱۷۲ کاراکتر را نمایش میدهد. به همین دلیل توصیه میشود توضیحات خود را برای هر دو گروه از مخاطبان و بین ۱۶۰ تا ۱۷۰ کاراکتر بهینهسازی کنید.
نکته ۲: بهطور واضح مشخص کنید که کاربران در این صفحه چه مطالبی را مشاهده میکنند. نام برند خود را اضافه کنید و یک یا دو کلیدواژه را باظرافت در توضیحات جانمایی کنید. به واژههای مترادف و اصطلاحات دیگری که عنوان شما را پوشش میدهند، توجه کنید.
نکته ۳: توضیحات متا، نخستین تعامل بسیاری از بازدیدکنندگان با برند شما است، پس لحن آن را دوستانه تنظیم کنید.
موفقیت سئوی شما، با تگ عنوان و توضیحات متا شروع میشود. زمانی که کلیک اولیه را دریافت کردید، به مرحلهی بعد قدم میگذارید: یعنی جایی که محتوای باکیفیت و تجربهی کاربری، مهمترین نقش را در تعامل مخاطبان ایفا میکنند.

صفحهی فرود وبسایت یا وبلاگ شما، باید برچسبهای هدینگ متعددی را (از h1 تا h6) شامل شود. h1 مهمترین برچسب یا به عبارتی تیتر صفحهی اصلی شما است. هرگز نباید در هر صفحهی خود، بیش از یک h1 داشته باشید. سابهدینگها یا زیر تیترهای بعدی را میتوانید با h2 ها، h3 و غیره نشان دهید، بهطوریکه محتوای منظمی را پیش روی کاربران بگذارید.
سابهدینگها نشاندهندهی بخشهای مختلف صفحهی شما هستند و هم علاوه بر بهبود سئو، کار مخاطبان شما را هم راحتتر میکنند.

نکتهای که در خصوص صفحات فرود و برخی از وبلاگها وجود دارد، این است که کاربران شما، تمام صفحه را نمیخوانند. آنها بخشهای مختلف را خیلی سریع ازنظر میگذرانند و به دنبال بخشهایی میگردند که سؤال آنها را پاسخ میدهد، یا ارزشی برای آنها ایجاد میکند.
تیتر اصلی و تیرهای کمکی، صفحه را به چندین بخش تقسیم میکنند و باعث میشوند ارائهی تمیزتری داشته باشید. تیترهای کمکی به کاربران کمک میکنند بهراحتی در سراسر صفحه حرکت کنند، پس اگر میخواهید موضوع بحث را عوض کنید یا در مورد جوانب مختلف یک سرویس صحبت کنید، از h2 استفاده کنید. اگر میخواهید h2 را نیز به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید، از تگ h3 استفاده کنید.
درهرصورت هدینگها را نادیده نگیرید، چراکه آنها نسبت به تگ استاندارد پاراگراف <p> یا کلمات بولد، وزن بیشتری دارند.
همیشه در نوشتن هدینگها، به خوانندگان فکر کنید. آنها نباید حس کنند مجبور شدهاند (یا وادارشان کردهاید) کلیدواژهای را که شما بهصرف بهینهسازی صفحه نوشتهاید، بخوانند.
رشتهی URL باید کوتاه، مختصر و بهراحتی قابل خواندن باشد. به مثال زیر توجه کنید:
۱- هر چه تعداد فولدرهای کمتری داشته باشید، آدرس شما رتبهی بهتری به دست میآورد.
۲- در مرحلهی بعد باید توجه کنید که نحوهی نوشتن آدرس، یک قانون سئو است: شما باید واژههای URL را با خط ربط (-) به یکدیگر وصل کنید، نه با آندرلاین (_)
۳- زمانکیه دو صفحهی وبسایت، اطلاعات مشابهی را به اشتراک میگذارند، از برچسب هدایت ۳۰۱یا تگ Canonicalization استفاده کنید (rel=canonical) تا صفحهی قویتری داشته باشید. این امر از انتشار محتوای تکراری جلوگیری میکند و به گوگل نشان میدهد که کدام صفحه را باید رتبهبندی کند.
۴- تا حد ممکن URL را کوتاه نگهدارید. همیشه یک URL کوتاهتر را راحتتر میتوان به اشتراک گذاشت و همین اصل به تجربهی کاربری بهتر منجر میشود. شما میخواهید خوانندگان بهسرعت و بدون دیدن اعداد، دستهها، نمادها، و یا ترکیبی از آنها، آنچه را که در صفحهی شما است تشخیص دهند.
۵- کلیدواژه اصلی خود را در URL ذکر کنید. البته اینجا هم مثل سایر فاکتورهای سئوی داخلی، نباید اجازه دهید آدرس شما غیرطبیعی به نظر برسد یا کلیدواژههای زیاد و غیرضروری را به آن تحمیل کنید. بهتر است آدرس را در حدود پنج کلمه، که بهوضوح اطلاعات صفحهی شما را مشخص میکنند، نگه دارید.
۶- درنهایت، اجازه ندهید بازدیدکنندگان پیش از کلیک کردن روی لینک؛ سردرگم باقی بمانند. کاربران باید به کمک عنوان، توضیحات متا و توضیحات URL، به ایدهی مشخص و درستی رسیده باشند.

گوگل صفحهی شما را ازنظر پاسخگویی به نیازها و مقاصد کاربران بررسی میکند. بنابراین عنوان دقیق وبلاگ و محتوای شما باید بهوضوح توضیح دهد که چه محصولات یا خدماتی را ارائه میکنید.
شما باید محتوای خود را در بازار رقابتی محتوای امروزی، متمایز کنید. یکی از رایجترین سخنانی که در دنیای سئو و بازاریابی محتوا میشنوید، این است که «محتوا پادشاه است». درواقع سئو و بازاریابی محتوا، همپوشانی بسیار زیادی دارند.
محتوا شامل کلمات و کلیدواژههایی است که باهدف ارزشآفرینی انسانی نوشته میشوند. درعینحال، محتوا، مقصود مطلوب موتورهای جستجو نیز هست. این ویژگی فونداسیون اغلب تلاشهای سئو داخلی شما را شکل میدهد.
محتوا را بهعنوان یک گفتگو با خوانندگان وبسایت در نظر بگیرید. آیا آنها با مطالعه (یا تماشا یا شنیدن) محتوای شما خشنود و سرگرم میشوند، یا خسته و کلافه تصمیم میگیرند وبسایت شما را ترک کنند؟
هنگامیکه میخواهید محتوایی تولید کنید، باید ثابت کنید که درزمینهی کاری خود معتبر و مسلط هستید. محتوای عالی بهطور مستقیم با مخاطبان حرف میزند، ارزشی را که شما پیشنهاد میدهید به آنها نشان میدهد و آنها را ترغیب میکند بیشتر مطالعه کنند، یا با شرکت شما تماس بگیرند.
بهعبارتدیگر محتوایی سئو و ترافیک وبسایت را بهبود میدهد که در درجهی اول، راهحلی برای مشکلات مشتریان پیشنهاد کند و درعینحال؛ نگارشی جذاب و بدون اشتباهات املایی و گرامری داشته باشد.
نکته: خودتان را با بهروزرسانیهای الگوریتم گوگل، همگام کنید.

محتوای شما علاوه بر جذابیت و کاربرپسند بودن، باید روی کلیدواژههای اصلی متمرکز باشد. مشابه با پروسهای که در انتخاب متا تگها طی کردهاید، محتوای شما نیز (مخصوصاً در صفحات معرفی محصولات و خدمات) باید بر مبنای یک یا چندین کلیدواژهی هدفگذاری شده، توسعه داده شود.
یادآوری میکنیم که وردپرس تمامی این امکانات را بهراحتی در اختیارتان میگذارد. ولی چرا هدفگذاری یک کلیدواژه از چنین اهمیتی برخوردار است؟ استفادهی صحیح از کلیدواژههای هدفمند، بهطور مستقیم بازگشت سرمایهی بازاریابی دیجیتال را تحت تأثیر قرار میدهد. هرچه درک بهتری از کلیدواژهها داشته باشید، بازاریابی استراتژیک تری خواهید داشت. به این منظور باید کلیدواژهها را بر اساس تحقیقات و آنالیزهای اصولی انتخاب کنید و درعینحال مطمئن شوید که شرکت میتواند اهداف مذکور را ارائه کند.
شما با استفاده از Google AdWords Keyword Planner میتوانید حجم جستجوها را مشاهده کنید و با کمک SEMRush میتوانید آنچه را که رقبای شما هدفگذاری میکنند، آنالیز کنید. درنهایت گزینههایی را انتخاب کنید که برای شرکت شما مناسبتر هستند:
نکته: گوگل برای تشخیص میزان ارتباط محتوای شما با موضوعات جستجوشده، به کلیدواژههای LSIیا نمایهسازی معنایی نهفتهی کلمات نگاه میکند و الگوهای موضوعات، عناوین و عبارات را تشخیص میدهد. درنتیجه سئوی شما باید تمام واژهها و اصطلاحات مترادف و مرتبط را پوشش دهد.

لینکها بیشترین وزن سئو را با خود حمل میکنند. لینکهای کسبشده از منابع باکیفیت و سایتهای معتبر، دامنه را تقویت میکنند، تجربهی کاربری را بهبود میدهند و ارزش سئوی شما را بالا میبرند.
چگونگی کسب لینکهای خارجی، بخشی از استراتژی سئوی off-page است. با استفاده از بازاریابی محتوا، بازاریابی ایمیل و سایر روشهای خلاقانه، لینکهای مناسبی را که برای سئوی شما ارزشمند هستند، بیابید.
از طرف دیگر، پیوند داخلی به صفحات دیگر وبسایت شما، کلمات کلیدی را تقویت میکند و تصمیمگیری گوگل برای رتبهبندی کلیدواژههای خاص را تسهیل میکند. لینکهای داخلی بین صفحات سرویسها و وبلاگها، قابلیت پایش (Crawlability) وبسایت شما را بهبود و مهمترین صفحات وبسایت را به گوگل نشان میدهد.
اگر شما یک لینک جدید را به صفحهی اصلی خود اضافه کنید، گوگل راحتتر محتوای جدید و بهروزرسانی شدهی وبسایت شما را تشخیص میدهد.
یکی دیگر از مزایای لینکهای داخلی این است که فرصتها و گزینهای بیشتری را در اختیار مخاطبان قرار میدهد تا در وبسایت شما باقی بمانند. بهعلاوه، گوگل متوجه میشود که تعاملات درونی وبسایت شما افزایش پیداکرده است. توجه کنید، شما نباید به هر جمله از محتوای خود یک لینک اضافه کنید. اما اگر در هر صفحه چندین لینک خوب داشته باشید، سئوی قویتری خواهید داشت.

هنگامیکه تصاویر را به صفحات وبسایت اضافه میکنید، تجربهی کاربر را بهبود میدهید. اما با بهینهسازی تصاویر از مزایا سئو نیز بهرهمند میشوید. کلمات کلیدی موردنظر خود را بهعنوان متن جایگزین تصویر انتخاب کرده و یک عنوان منحصربهفرد (و مرتبط) به تصویر نسبت دهید.
بهینهسازی تگهای جایگزین تصویر، به گوگل سیگنال دیگری از موضوع وبسایت شما ارسال میکند. تگ تصویر باید برای توصیف آنچه در تصویر است استفاده شود، بنابراین دوباره به بحث «مرتبط بودن» برمیگردیم. به این موضوع فکر کنید که زمانی که تصویر لود نمیشود، مخاطب چه چیزی را مشاهده میکند. کلیدواژههای متن را در تگهای تصویر تکرار نکنید. اطمینان حاصل کنید تگ انتخابی، با تصویر مرتبط است.
تصاویر نقش مهمی در نرخ تبدیل ایفا میکنند. بهمنظور برآورده کردن اهداف سئو، باید مقیاس تصاویر را نیز بهینهسازی کنید. هرچه حجم تصاویر بیشتر باشد، صفحهی شما دیرتر بارگذاری میشود. پس در کنار تمام ویژگیهای دیگر، تصاویر محتوا را بهطور مناسب مقیاس دهی کنید.
ما در یک دنیای بصری زندگی میکنیم و اگرچه محتوا مهمترین برگ برندهی شما است، ولی باید مطمئن شوید که تصاویر هم به همان خوبی توجه مخاطبان را جلب میکند.
همانطور که در قسمت قبل عنوان کردیم، هرگز نمیتوان سرعت بارگذاری وبسایت را نادیده گرفت. اگر کاربران به وبسایتی مراجعه کنند که درست و سریع لود نشود، طبیعتاً وبسایت دیگری را برای رفع نیازهای خود پیدا میکنند.
بهینهسازی فاکتورهای زمینهای، زمان بارگذاری وبسایت را به حداقل میرساند. به وبسایت خود نگاه کنید و ببینید آیا چیزی هست که سرعت بارگذاری را پایین بیاورد؟ شما میتوانید در صورت لزوم از گزینههای زیر استفاده کنید.
همچنین میتوانید از برخی ابزارها استفاده کنید و عملکرد سایت را نسبت به استانداردهای خودتان و حتی استانداردهای بازدیدکنندگان بسنجید. برای مثال اگر با Google Analytics کار میکنید، میتوانید سرعت سایت خود را در تب Behavior مشاهده کنید.
هرچه سرعت بارگذاری صفحات بالاتر باشد، تعامل بیشتری از طرف کاربران دریافت میکنید. زمانی که همهی عوامل سئو را بهطور صحیح به کار گرفتید، روی حداقل کردن زمان بارگذاری متمرکز شوید. در این صورت مشتریان وبسایت شما را به رقبا ترجیح میدهند.

درنهایت همهی اجزای وبسایت را چک کنید. مطمئن شوید که به همهی ابعاد سایت، از طراحی ظاهری گرفته تا جوانب فنی بکاند و همچنین بهینهسازی اطلاعات متا، رسیدگی کردهاید.
هدف اصلی دیجیتال مارکتینگ، ارتباط با مخاطبان است. همانطور که تلاش میکنید تصمیمگیری آنها را هدایت کنید، خودتان هم باید یاد بگیرید که چه عناصری حضور شما را در نتایج موتورهای جستجو، قویتر میکند:
اطمینان حاصل کنید که سیگنالهای مناسبی را برای گوگل ارسال میکنید. متا تگهای سفارشی، تگ عنوان و هدینگها را با دقت کامل پیادهسازی کنید و همیشه روی محتوای باکیفیت متمرکز باشید. اطلاعات موردنیاز بازدیدکنندگان را در اختیارشان بگذارید و با کمک ابزارهای تحلیلی، میزان تعاملات آنها با وبسایت را ارزیابی کنید.
پسازاین مرحله، به سمت فنی سئو میرسیم، یعنی تکنیکها و استراتژیهای بهینهسازی داخلی را تکمیل میکنیم و به مرحلهی بعد قدم میگذاریم.
زمانی که همهی فاکتورها در جای خود قرار گرفتند، با بهرهگیری از Google Analytics وWebmaster Tools، عملکرد وبسایت را چک کنید. آیا زمانی که گوگل و سایر موتورهای جستجو، وبسایت شما را مرور میکنند، با خطاهای Crawl Errors مواجه نمیشوند؟ برخی از این خطاها عبارتاند از لینکهای شکسته، صفحات داینامیک، ارورهای 404، خطای فایلهای robots.txt، خطاهای سایت مپ و نظیر آن. ارورهای فوق نشان میدهند که باتهای موتور جستجو نمیتوانند به برخی از صفحات دسترسی داشته باشند.
هدف شما این است که نرخ تبدیل بالاتری به دست آورید. با پیادهسازی این تاکتیکهای سئوی داخلی، وبسایت قویتری خواهید داشت که تجربهی کاربری بهتری را به بازدیدکنندگان ارائه میکند و اعتبار برند شما را بالا میبرد.
این روزها خلاقیت برندها در تولید محصولات منحصربهفرد بسیار پایین آمده است. بازار پر از محصولات تکراری است که تنها نامشان آنها را از یکدیگر متمایز کرده است. مطمئنا هر کارآفرینی نیاز به منحصربهفرد بودن را درک میکند اما پیدا کردن ویژگی که بتواند محصول یا خدمات برند را نسبت به رقبا متمایز کند بسیار سخت است. اغلب بازاریابان روی شناسایی مزایای استراتژیک تمرکز میکنند و به همین دلیل معمولا شکست میخورند. «تمایز» از مجموعهای از ویژگیهایی به دست میآید که یک مزیت عمده را شکل میدهند. مشتریهای وفادار معمولا برند را با این مزیت عمده میشناسند و هرگز حاضر نیستند این مزیت را با قیمت پایینتر محصول رقیب جایگزین کنند. در ادامهی این مقالهی زومیت به بررسی راههایی میپردازیم که برند را از رقبا متمایز میکند.

داشتن استراتژی خاص و منحصربهفرد برای کسب درآمد یکی از راههای سریع برای ایجاد تحول در بازار است. بهعنوان مثال آژانس تبلیغاتی را در نظر بگیرید که هزینهی پروژهها را بر اساس موفقیت حاصل شده تعیین میکند. مطمئنا استاندارد خاصی برای قیمتگذاری مشخص شده است اما مشتری را در صورت عدم رسیدن به نتیجهی دلخواه ملزم به پرداخت تمام هزینه نمیکند. امروزه بسیاری از شرکتهای مبتنی بر فناوری مانند Airbnb همین روش یعنی «دریافت هزینه بر اساس استفاده» را ملاک تعیین قیمت قرار میدهند. داد و ستد کالا و مزایده نیز روشهای خلاقانه و مفید دیگری برای کسب درآمد هستند.
امروزه اغلب شرکتهای بزرگ به دنبال راهی برای ساده سازی خدمات خود هستند. بهعنوان مثالموتور جستجوی گوگل برای رقابت با شرکت یاهو از طراحی بسیار سادهای برای جستجو استفاده کرد و در میان کاربران محبوبتر شد. هر مفهومی با سادگی راحتتر انتقال پیدا کرده و مخاطبان را بیشتر جذب میکند.
استارتاپهای خلاقانهای که در زمینهی مد و لباس کار میکنند مانند Trunk Club مشغول تهیهی مجموعه لباسهایی تحت مدیریت مشتری هستند. مشتریها حق انتخاب میخواهند و تهیه کنندگان لباس با ارائهی گزینههایی برای شخصیسازی کردن لباسها به دنبال راهی برای ایجاد این حس در مشتری هستند. البته مشتری حق انتخاب زیادی ندارد و تنها از میان گزینههای تعریف شده از طرف برند میتواند محصول مورد نظر را سفارشی سازی کند. بهعنوان مثال در یک رستوران مشتریها میتوانند یک مدل غذا را با انتخاب ماهی سالمون یا ماهی تن شخصیسازی کنند اما نمیتوانند مارماهی سفارش دهند زیرا در لیست غذاهای پیشنهادی از طرف رستوران نیست. یا بهعنوان مثال برندی در زمینهی طراحی و چاپ لباس، طرح مورد نظر مشتریها را روی هر مدل لباس با هر اندازهای چاپ میکند و به نوعی لباسهای شخصیسازی شده به مشتری تحویل میدهد.
شرکت IBM را در نظر بگیرید که بعد از گذشت چندین سال همچنان با موفقیت به فعالیتهای خود ادامه میدهد. دلیل موفقیت این برند این است که در تمام سالها محصولات با کیفیتی ارائه داده و تبدیل به برندی قابل اعتماد شده است. اگر میخواهید به انتخاب اول مشتریها تبدیل شوید باید اعتماد آنها را جلب کنید و نشان دهید که بهترین انتخاب هستید.

برندهایی که مدت زمان زیادی از تأسیس آنها میگذرد نوعی حس نوستالژی را در مخاطب زنده میکنند. این برندها با ترکیب روشهای قدیمی و مدرن تبلیغات باید اعتباری که در این سالها کسب کردهاند را به مشتری نشان دهند. بهعنوان مثال استفاده از عبارت «ما ۵۰ سال است از نوآوریاستفاده میکنیم.» نه تنها نشان دهندهی قدیمی و معتبر بودن برند بوده بلکه نشان دهندهی استفاده از نوآوری در تولید محصولات است.
اغلب خریداران ترجیح میدهند از بخشی از خدمات ارائه شده توسط برند استفاده کنند زیرا مقایسهی قیمتها در چنین شرایطی راحتتر است. از طرفی ترجیح میدهند با تأمینکنندگانی کار کنند که تمام اجناس مورد نظرشان را با کیفیت بالایی ارائه میدهد. پس بهتر است مشتریهای خود را بشناسید و خدماتی که نیاز دارند را در یک مجموعه به آنها ارائه دهید.
فناوری ابر، اینترنت اشیا و هوش مصنوعی تغییرات اساسی در تولید و ذخیرهسازی داده ایجاد کردهاند. کلان دادهها سالها است که مورد بحث قرار گرفتهاند و پیدا کردن راهی برای دسترسی به آنها و تهیهی گزارش پیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. شرکتهای کوچک و متوسط نیز دنبال مهاجرت به فناوریهای مبتنی بر ابر با قیمت پایین هستند. برای متمایز کردن برند دنبال راههایی برای ذخیرهسازی اطلاعات مربوط به مشتریها، تحلیل و ارائهی راه حلی برای خدمات بهتر باشید.
بسیاری از برندها تنها به یک یا چند ویژگی محصول اکتفا میکنند و به سایر ویژگیهایی که از طرف مشتری نادیده گرفته شده اهمیتی نمیدهند. درصورتیکه تمام ویژگیهای برند پتانسیل تبدیل شدن به ویژگی منحصربهفرد کنندهی برند را دارند و باید جدی گرفته شوند.

تا به حال برایتان پیش آمده به رستورانی مراجعه کنید و بدون اینکه سفارش دهید برایتان نوشیدنی مخصوص بیاورند؟ این مدل خدمات خاص، امضای برند هستند و مشتری با هر بار مراجعه انتظار دارد از این خدمات بهرهمند شود. هرقدر امضای برند خاصتر باشد تعداد مشتریهای وفادار برند نیز بیشتر خواهد شد.
در دههی ۶۰ یکی از گروههای موسیقی با روشی جدید و جالب اقدام به جذب مخاطب کرد. بخشی از شهرت آنها استفاده از نوعی برنامهی ثابت در کنسرتها بود. آنها به ندرت از لیست آهنگ استفاده میکردند و درنتیجه در سالن کنسرت کسی نمیدانست چه آهنگی نواخته خواهد شد. اغلب مردم اتفاقات غیر منتظره را دوست دارند پس سعی کنید از راههای جدیدی برای شگفتزده کردنشان استفاده کنید.
فروشگاه اینترنتی آمازون خدماتی به نام «روز بعد» ارائه داده است که طی آن سفارش مشتری فردای روز خرید به دستش خواهد رسید و به زودی این سرویس را به «همان روز» ارتقاء خواهد داد. مشتریها بیش از هر زمانی به سرعت توجه میکنند و برندهایی که بتوانند در اسرع وقت بهترین خدمات را ارائه داده و از مشتریهای پشتیبانی کنند برنده خواهند شد.
شرکتها به دو دستهی فناوری محور و استفاده کنندهی فناوری تقسیمبندی میشوند. شرکتهایی که بر اساس فناوری بنا نشدهاند میتوانند از روشهای مختلفی برای استفاده از فناوری در خدمات خود استفاده کنند. اما برای متمایز کردن برند با استفاده از فناوری باید بتوان خدماتی قابل اعتمادتر، پرسرعتتر و بهتر از سایر رقبا ارائه داد.
برند رالف لورن با عرضهی تیشرتهای پولو در دنیا به شهرت رسید. این برند در همین نقطه متوقف نشد و خط تولید خود را به ساخت محصولاتی مانند عطر، لوازم خانگی، پوشاک و دیگر موارد گسترش داد. رالف لورن نمونهی موفق یک بازاریابی افقی شناخته میشود. این شرکت نه تنها با روش بازاریابی افقی تصویری نو از خود ارائه داد بلکه الهامبخش دیگران هم شد.
یکی از شیوههای بازاریابی این است که تصویری از یک زندگی ایدهآل به مشتری نشان دهیم و تنها به معرفی کالای خود اکتفا نکنیم. برای مثال اگر قرار است تیوبهای رنگ را به مشتری بفروشیم، باید این باور را برای او ایجاد کنیم که این محصول میتواند به رنگآمیزی رویایی وی کمک کند. در واقع در استراتژیهای بازاریابی باید بتوانیم در ذهن مشتری تصویرآفرینی کنیم. منابع الهامبخش در دنیای ما کم نیستند: فیلمهای سینمایی، برنامههای تلویزیونی، مجلهها و کاتالوگها، ویترین فروشگاهها و عکسهای موجود در اینستاگرام و پینترست از جمله دریچههایی هستند که تصویر یک زندگی خوب را در ذهن مخاطبان خود ایجاد میکنند.

درک این قضیه میتواند مشخص کند که چرا بعضی از کسب و کارها با شکست مواجه میشوند. در واقع آنها گرفتار یک اشتباه آماتورگونه هستند و به جای تابلوی نقاشی، تیوب های رنگ را عرضه میکنند. آنها عمودی فکر میکنند، حال آن که مشتریانشان دیدگاه افقی دارند؛ چشمانداز عمودی، به رویکردی گفته میشود که تمرکز مستقیم رقبای تجاری بر روی فروش یک کالای مشابه است. برای مثال، یک تولیدکنندهی لامپ رقبای زیادی دارد. در خصوص یک تولید کنندهی پوشاک یا کارخانهی تولید کنندهی نوشیدنی هم همین است.
در حالی که چشمانداز افقی به هر کسب و کار نگاه گستردهتری دارد. در این دیدگاه، نقطه نظر مشتری به رسمیت شناخته میشود. بنابراین لامپ، لباس و نوشیدنی که خریداری میکند تصویر گستردهتری از خواستهی او را در ذهنش نمایان میکند. در واقع مشتری لامپ را نمیخرد. او خواهان یک اتاق نشیمن است که لامپ از اجزای مهم آن است و به وی کمک میکند که تصویر ذهنی خود را کامل کند. لامپ در اینجا در نقش تیوب رنگ را دارد. توجه به این نکته ضروری است که یک نقاش برای خلق شاهکارش به موارد دیگری مانند میز، قالیچه، ظروف بلوری و حتی موسیقی پسزمینه نیاز دارد.
دانشمندان علوم اجتماعی در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدهاند که کالاهای مصرفی در کنار همدیگر معناآفرینی میکنند و به تنهایی مفهومی در ذهن مشتری ایجاد نخواهند کرد. در بسیاری از موارد، اگر محصول عرضه شده در کنار دیگر محصولات نباشد، مفهومی تداعی نمیشود. به عنوان مثال فستفود باید همراه با بشقابهای کاغذی باشد یا کت و شلوار همراه با کروات قرار بگیرد. در مقابل بعضی از خدمات و کالاها در کنار هم ترکیب نامانوسی را رقم میزنند. یک مثال این مورد میتواند وجود صندلیهای چیپندل در یک شرکت عرضه کنندهی فناوری باشد.
بنابراین، بخش مهمی از بازاریابی سبک زندگی، تشخیص محصولات و خدمات مرتبط با یکدیگر است حتی نتایج بررسیها نشان داده است که می توان یک محصول نه چندان جذاب را با ارتباط دادن آن به کالاهای دیگر مورد توجه و اقبال عموم قرار داد.
پیوند قرار دادن بین محصولات مختلف که بیانگر تصویر از نوعی سبک زندگی باشد، از موارد اساسی در خصوص تصمیمگیری مشتریان برای خرید آنها است. خریداران در تهیهی محصولات خود به دنبال هماهنگ ساختن آنها با دیگر اشیای پیرامون خود هستند. به همین دلیل برندهای مربوط به دوربین GoPro و نوشیدنی انرژیزای ردبول با یکدیگر وارد همکاری مشترک میشوند.
در کنار فرصتهای تبلیغاتی زیادی که برای عرضهکنندگان محصولات وجود دارد، دیدگاه تصویرسازی برای مصرفکننده بایستی لحاظ شود. شرکتهایی خردهفروشی مانند نوردستروم و آیکیا هم از این استراتژی بهره میبرند. برای مثال در نوردستروم، وقتی مشتری پیراهنی را برای خرید انتخاب میکند به دنبال آن کروات، کت و شلوار، کفش، کمربند و حتی ادکلن هماهنگ با آن هم پیشنهاد میشود. آیکیا هم تنها به عرضهی مبلمان و تختخوابهای خود بسنده نمیکند. این فروشگاه به معرفی دیگر ازای یک اتاق خواب مانند صندلیها، فرش و حتی قفسههای دکوری میپردازد.
این در حالی است که خیلی فروشگاهها به خود زحمت این را نمی دهند که مانکن ویترین خود را در یک ست لباس کامل نمایش دهند!
بهعنوان یک کارآفرین ماجراجو چه نقشهای در دنیای کسب و کار برای ادامهی راه خود کشیدهاید؟ رقابتی که در این میدان نبرد وجود دارد، شما را مجبور به استفاده از ابزارهای جدید برای رسیدن به جزیرهی رؤیاهایتان میکند. پادکست یکی از ابزارهای بازاریابی است که در آیندهای نهچندان دور عرصهی بازاریابی را قبضه خواهد کرد. پیشنهاد میکنیم کشتیکسب و کار خود را به ابزاری به نام پادکست مارکتینگ مجهز کنید تا صخرههای مشکلات مانع رسیدن شما به جزیرهی موفقیت نشوند. در ادامه بازومیت همراه باشید تا بیشتر در مورد این پدیدهی نوظهور و همهگیر صحبت کنیم.
طبق تحقیقات آماری به نظر میرسد که تاثیر تبلیغات رادیویی در ایالات متحده آمریکا تا سال ۲۰۲۱ ثابت باقی بماند. ولی شرایط برای تبلیغات پادکستی در این دوره تفاوت دارد. تبلیغات پادکستی در حال اوج گرفتن است و با توجه به گسترش گوشیهای هوشمند در جهان، محبوبیت پادکستها نیز در حال افزایش است. طبق یک تحقیق در ایلات متحده، گوشیهای هوشمند باعث شدهاند افراد بین ۱۸ تا ۳۴ ساله نیمی از استفادهکنندگان پادکستها را تشکیل دهند. همچنین ابزارهایی مانند Apple car Play هم در زیاد شدن آمار شنیدن پادکست بیتأثیر نبودهاند و Apple Car Play در حال حاضر یکی از محبوبترین ابزارها بین ۲۴ برند معروف سازندهی اتومبیل در جهان است. اگر بخواهیم موشکافانهتر به این آمار نگاه کنیم، میبینیم ۴۰ درصد از افرادی که در آمریکا بیشتر از ۱۲ سال سن دارند تابهحال یک بار به پادکست گوش دادهاند و ۲۴ درصد از آمریکاییها بهصورت مرتب به پادکست گوش میدهند.

به نظر شما چه چیزی باعث میشود که پادکست مارکتینگ برای صاحبان کسب و کار جذاب به نظر برسد؟ ست گرین، نویسندهی پنج کتاب پرفروش بازاریابی محبوب مثل Market Domination for Podcasting و Direct Response Marketing Expert، دراینباره میگوید:
پادکست به شما کمک میکند به بازار هدف خود برسید. برای مثال اگر یک آمریکایی باشید و بخواهید محصول خود را به هزاران کارآفرین معرفی کنید، پادکست Sharkprenuer podcast یک انتخاب خوب برای شما خواهد بود. این پادکست مخاطبان زیادی در بین رهبران کسب و کارهای بزرگ دارد. اگر درزمینهی دیگری فعالیت میکنید، با کمی تحقیق میتوانید به پادکست مناسبی دست پیدا کنید.
پادکست میتواند برای SEO (بهینهسازی در موتورهای جستجو) نیز مفید باشد. ست گرین دراینباره میگوید:
آیتونز یک از وبسایتهای دارای بهینهسازی بالا در بین موتورهای جستجو است. هر پادکست در آنجا هم به سایت مهمان و هم سایت اصلی پادکست لینک شده است. اگر پادکستها با کلمات کلیدی مناسب به یک سایت لینک داده شوند، باعث ارتقاء کیفیت SEO میشوند. با توجه به الگوریتمهای تعبیهشده، پادکست میتواند در فروشگاههای اپلیکیشن هم به شما کند.
تبلیغات در یک پادکست شناختهشده، تنها گزینهای نیست که پیام شما را برای افراد موجود در بازار هدف مناسب میفرستد. گرین دراینباره میگوید:
خیلی از کسب و کارها در حال تولید پادکست سریالی برای خود هستند. با این کار آنها کنترل همهچیز را از شروع تا پایان کار در دست دارند. خوبی این کار مالکیت رسانه برای کسب و کار است؛ با این مالکیت میتوانید بدون هزینهی اضافه نسبت به قبل، تبلیغات خود را انعطاف دهید.
ست گرین تجربه بالایی در تولید پادکست دارد. در یک مقاله او نکاتی را برای تولید پادکست تأثیرگذار و موفقیتآمیز گفته است که در ادامه به آنها اشارهکردهایم.
۱- پادکست شما نیاز به یک نام جذاب دارد. حتماً تعدادی کلمه کلیدی هدف برای خود تعیین کردهاید که میخواهید در موتورهای جستجو جایگاه بالاتری به خود اختصاص دهید؛ سعی کنید از این کلمات کلیدی در نام پادکست خود استفاده کنید.
۲- پادکست شما نیاز به یک پوشش هنری دارد. این جلد هنری درواقع یک تصویر شاخص است که کاربران هنگام جستجوی پادکست شما، آن را مشاهده میکنند. این پوشش باید شامل عنوان نمایش، تصویری از میزبان پادکست و برخی از تصاویر جالب باشد که نمای خوبی به پادکست میدهد.
۳- پادکست شما نیاز به معرفی حرفهای دارد. بهتر است از یک گویندهی حرفهای همراه با موسیقی مناسب در پسزمینه، برای ساخت محتوا استفاده کنید. مقدمه باید مثل یک برنامهی رادیویی اجرا شود. بهگونهای پادکست خود را تولید کنید که نشان دهد شما در تولید این بستهی رسانهای متخصص هستید. همچنین پادکست نیاز به اعتبار بالا دارد تا شنونده متقاعد شود به آن گوش دهد.
۴- پادکست شما نیاز به میزبانی دارد. بسیاری از شرکتهای نرمافزاری خوب میزبانی پادکست در بازار وجود دارند که میتوانند پادکست شما را بهجاهایی مانند iTunes ،Google Play و ... پیوند دهند. یکی از بهترین گزینهها در این صنعت، Libsyn است.

۵- حضور مهمانان بزرگ و برجسته میتواند پادکست را جذابتر کند. آنها پادکست شما را برای مخاطبان خود به نمایش میگذارند. بهنوعی این کار باعث پخش ویروسی پادکست شما توسط طرفداران آن شخص میشود.
۶- برای اینکه بازار هدف از پادکست شما را ببیند، باید آن را به شیوهای صحیح به بازار عرضه کنید. برای این کار شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، لینکدین، اینستاگرام، یوتیوب میتوانند ابزاری کاربردی در اختیار شما قرار دهند. البته در این راه میتوانید از هر ایدهی خلاقانهای برای دستیابی به مخاطبان اصلی خود استفاده کنید.
۷- اطمینان حاصل کنید که هر قسمت پادکست بازبینی و ویرایش میشود؛، بنابراین میتوان آن را به یک محتوای رسانههای اجتماعی، پست وبلاگ یا حتی یک کتاب فیزیکی تبدیل کرد.
گرین دلایل قانعکنندهای برای دفاع از تولید پادکست دارد. او این کار را بهعنوان یکی از اصول چندگانه پیشرفت شرکت خود میداند. در لینک صحبتهای سث گرین درباره پادکست مارکتینگدلایل کاملتری برای استفاده کردن از این روش برای موفقیت کسب و کار و معرفی آن وجود دارد.