
ما هنوز با ساخت سایبورگهای نیمهانسان و نیمهماشین که در داستانهای علمی تخیلی توصیف شدهاند، فاصلهی زیادی داریم. اما در حال حاضر قدمهای کوچکی در این مسیر برمیداریم. در همین راستا، دانشگاه «کیس وسترن رزرو» (Case Western Reserve)، این ربات بیوهیبریدی را ساخته است. ماهیچههای این ربات از دهان یک حلزون دریایی گرفته شدهاند. این ماهیچهها برای حرکت به اجزایی متصل شدهاند که با پرینت سه بعدی ساخته شدهاند. وقتی یک جریان الکتریکی خارجی به آن اعمال میشود، ماهیچهها منقبض شده و این ربات با سرعت بسیار کم ۰.۴۳ سانتیمتر در دقیقه حرکت میکند. حرکت آن مشابه حرکت یک لاک پشت در ساحل به سمت دریا است.
دانشمندانی که این ربات را طراحی کردهاند، میگویند در آینده میتوان از گروههایی از این ساختههای دست انسان برای ماموریتهای درازمدتی استفاده کرد که رباتهای عادی را از پا میاندازند. استفاده از سلولهای ماهیچه به جای اجزای مکانیکی به این معنی است که رباتهای نیمه ارگانیک میتوانند درست مثل حیوانات از محیط طبیعی اطرافشان انرژی دریافت کنند. «ویکتوریا وبستر»، دانشجوی دکتری وسترن رزرو در بیانیهای مطبوعاتی گفت: «ما یک ماشین زنده میسازیم. یک ربات بیوهیبرید که کاملا ارگانیک نیست». ماهیت ارگانیک رباتها به این معنی است که میتوان آنها را کنار گذاشت و بدون آسیب به محیط زیست میتوانند تجزیه شوند.
در این ربات بیوهیبرید از سلولهای ماهیچهی اطراف دهان نوعی حلزون دریایی استفاده شده است. محققان این ماهیچههای این جانور استفاده کردند چون استحکام زیادی دارد. این جانور میتواند در دماهای مختلف و هر میزانی از شوری آب زیست کند. همچنین اعماق اقیانوس یا برکههای کم عمق برای این موجود فرقی ندارد و با هر دو راحت است.
اما در این مرحله، ربات کیس وسترن هیچ کاری به جز آهسته حرکت کردن نمیتواند انجام دهد. محققان برای تحریک ماهیچههای این ربات از جریان الکتریکی استفاده کردند، اما حتی با وجود سرعت بسیار کند آن، نمیتوان این ربات کنترل کرد. استفاده از ماهیچههای ارگانیک در رباتها مزیتهای زیادی دارد، اما قبل از اینکه این رباتها بتوانند کاربردی داشته باشند، باید سیستمی برای کنترل آنها وجود داشته باشد. محققان میگویند قدم بعدیشان این است که نورونها و عصب حلزون دریایی را هم در این ربات به کار بگیرند.
منبع: The Verge

اگر شما یک طراح وب هستید، باید بدانید که یک هوش مصنوعی جدید میتواند کار شما را انجام دهد. مشتریان میتوانند مستقیما مشخص کنند که وبسایت دقیقشان چه شکلی باشد. این هوش مصنوعی هنوز به مدت محدودی یک بتای آزمایشی است، اما به زودی ارایه میشود. این هوش مصنوعی «گرید» (The Grid) نام دارد و این احساس را به شما میدهد که گویا با یک انسان تعامل میکنید.
هوش مصنوعی از راه رسیده است و باید بتوانیم رزومههایمان را قویتر کنیم. امروزه، محققان هوش مصنوعی میتوانند انبوهی از دادههای مصرف اینترنت را استخراج کنند. در گذشته، پیشرفت در فناوری باعث شد کارگرانی که کارهای یدی سنگین انجام میدهند، کنار گذاشته شوند. حالا هم پیشرفت در هوش مصنوعی درصد قابل توجهی از شغلها را در معرض خطر قرار داده است.
پژوهشها نشان میدهند که تقریبا هر کاری که افراد حرفه در یک روز کاری عادی انجام میدهند، میتواند با هوش مصنوعی اتوماتیک شود. حتی پیشبینی شده که نصف شغلهای رایج فعلی به احتمال زیاد تا سال ۲۰۳۵ اتوماسیون میشوند.
در ادامه ۱۰ شغل را مثال میزنیم که احتمالا هوش مصنوعی جای آنها را میگیرد.
۱- طراح وب/توسعهدهنده وب
تکنولوژی جایگزین: گرید
شاید ما انتظار داشتیم که کامپیوترها جای دیگر کامپیوترها را بگیرند، اما هوش مصنوعی پس گرید طراحی و کد نوشتن را از دست طراحان و توسعهدهندگان وب خارج میکند. این هوش مصنوعی میتواند یک ایده کسب و کار و چند تصویر را به یک شاهکار بازرگانی تبدیل کند.
۲- بازاریاب آنلاین
تکنولوژی جایگزین: پرسادو (Persado)
یک هوش مصنوعی به نام «پرسادو» (Persado) میتواند تقریبا نصف نیروی واحد روابط عمومی را جایگزین کند. پرسادو میتواند کمپینهای تبلیغاتی راه بیندازند و به مشتریان پیامهای شخصیشده بدهد.
۳- مدیر دفتر
تکنولوژی جایگزین: بتی
هوش مصنوعی نه تنها در دفتر شما کار میکند، بلکه آن را مدیریت میکند. بتی یک بات هوشمند است که در حال حاضر به عنوان یک مدیر دفتر در انگلستان آزمایش میشود، اما تاکنون بسیار کاربردی و موثر ظاهر شده. او مسوول خوشامدگویی به میهمانان، پیگیری ساعتهای کاری و اضافهکاری کارمندان و نگهداری و اندوختن اموال اداره است. او از طریق یادگیری ماشین منحصر به فرد و تطبیقی میتواند نقشهی ذهنی زندهای از دفتر کار داشته باشد.
۴- حسابدار
تکنولوژی جایگزین: اسمک (Smacc)
انسانها دیگر برای سر و کله زدن با اعداد نیاز نیستند. اسمک فرایند حسابداری را کاملا اتوماتیک کرده و میتواند ۳ میلیون کارمند حسابداری آمریکا را از کار برکنار کند. کافی است رسیدها را به آن تحویل دهیم تا این هوش مصنوعی تمام رکوردهای مالی ما را بررسی و مدیریت کند.
۵- کارشناس منابع انسانی
تکنولوژی جایگزین: فلتپای (FlatPi)
فلتپای بهترین جوینده نیروی کار است. فرایند استخدام برای انسان ملالآور و خستهکننده است، اما هوش مصنوعی میتواند در ظرف چند ثانیه کاندیداها را رتبهبندی کند.
۶- ژورنالیست
تکنولوژی جایگزین: ورداسمیت (Wordsmith)
خبر فوری: دیگر نیازی به خلاقیت شما نیست. خبرگزاریهای بزرگ از همین حالا خبرهایی را منتشر میکنند که برنامههای هوش مصنوعی مثل ورداسمیت آنها را نوشته است. کار یک نویسنده انسان نیاز به چند مرحله ویرایش دارد. ورداسمیت میتواند حجم زیادی از داده را بخواند و موارد جذاب را گزینش کند و سپس یک گزارش خلاصه و دقیق ارایه دهد.
۷- ویراستار
تکنولوژی جایگزین: بولد (Bold)
حالا که صحبت از ویرایش به میان آمد، چرا ویراستار هم در کنار ژورنالیست حذف نشود؟ دستیاران هوشمند بولد اصلاحاتی را پیشنهاد میدهند تا ساختار جمله، شفافیت، انتخاب کلمات و دیگر موارد را بهتر کنند.
۸- وکیل
تکنولوژی جایگزین: راس
راس یک هوش مصنوعی وکیل است که برای پاسخ به سوالات، انجام تحقیق و به روز ماندن درباره پروندههای اخیر مناسب است و میتواند مفید باشد.
۹- پزشک
تکنولوژی جایگزین: بابیلون
بابیلون حواسش به شما هم هست. این هوش مصنوعی میتواند زبان ساده را بفهمد تا علایم را هنگام بروز تشخیص دهد. سپس یک قدم فراتر میرود و سلامت کلی ما را زیر نظر میگیرد تا از بیماری در آینده جلوگیری کند.
۱۰- روانشناس/روانپزشک
تکنولوژی جایگزین: الی
الی یک هوش مصنوعی روانپزشک است که از احساسات انسانی آگاه به نظر میرسد. الی با استفاده از حسگر کینکت که از آن برای Just Dance استفاده میکنیم، زبان بدن ما را میفهمد و مثل یک انسان واکنش نشان میدهد و از طریق آواتار روی صفحه نمایشاش کارهایی مثل لبخند زدن، سر تکان دادن و شانه بالا انداختن را انجام میدهد. نکته جالب اینجاست که او مردم ترجیح میدهند سفره دلشان را پیش او بگشایند تا یک انسان.
منبع: Venture Beat
اوروبروس یک نماد مصری باستانی از ماری که به شکل حلقه پیچیده و دم خودش را میخورد. حالا این اسطوره نامش را به «اوروبات» (Ourobot) داده است. اوروبات یک ربات حلقهای است که تغییر شکل میدهد. این ربات توسط چهار دانشجوی مهندسی کامپیوتر از دانشگاه علوم کاربردی بیلفلد ساخته شده است.
اوروبات کمی شبیه به زنجیر دوچرخه بزرگ است و از ۱۲ بخش متصل به هم تشکیل شده که هر یک از آنها دارای یک موتور و حسگر فشار است. این ربات روی سطح تخت به سادگی میچرخد، درست مثل یک چرخ عادی. وقتی حسگرهای آن تشخیص میدهند که به یک مانع برخورده، این چرخ رباتی تخت میشود تا از روی آن شی عبور کند.
یک کار که اوروبات در حال حاضر نمیتواند انجام دهد، دور زدن است. این ربات فعلا فقط میتواند در یک خط مستقیم حرکت کند. این محدودیت در نسخههای بعدی ربات رفع میشود. راه حلهای احتمالی برای این کار شامل این موارد میشوند: اتصال دو حلقه در محور مرکزی، استفاده از مفصل بین نقاط اتصال یا اتصال دو حلقه به یکدیگر طوری که محور از هم عبور کند.

اوروبات توسط «یوهان شرودر»، «سایمون بیر»، «متیوس ویلتزاک»، و «ادرین گوتزه»، تحت نظارت پروفسور «اکسل اشنایدر» ساخته شده است.
منبع: New Atlas

«شامپانزهها دستکم در مقایسه با لاکپشتها خیلی باهوش هستند، ولی هیچوقت به نظریهی کوانتوم نرسیدند یا اصلا احساس نکردند نیازی به رسیدن به آن دارند. هرچند که ما باهوشتر از شامپانزهها هستیم [و به مکانیک کوانتوم رسیدهایم] ولی ممکن است در جهان مفاهیمی وجود داشته باشد که اساسا مغز ما نمیتواند آنها را پردازش کند.» آنچه خواندید بخشی از مقالهی مهدی مومن زاده، برگرفته از مجلهی «نیوساینتیست» بود. اما آیا طبق این گفته ما هیچوقت نمیتوانیم به همهی رازهای عالم پی ببریم و محکوم به جهل ابدی هستیم؟ شاید میانبری وجود داشته باشد؛ آیا اساسا قیاس انسان با لاکپشت و شامپانزه درست است؟ من با خواندن آن مقاله به سه کلیدواژه رسیدم که احتمالا راه رهایی از این بنبست ابدی هستند: «ابزارسازی»، «زبان» و «هوش مصنوعی».
انسان موجودی ابزارساز است؛ انسان به زبان مجهز است و از همه مهمتر اینکه انسان با ابزارسازی و پتانسیل زبانیاش در حال خلق هوشیست که گمان میرود از خودش باهوشتر باشد.
بحث سر این است که تا این لحظه هر موجود زندهای را که تصور میکنیم، به محدودیتهای بیشمارش پیمیبریم. شامپانزه خیلی از لاکپشت باهوشتر است؛ معماهایی حل میکند که لاکپشت بیچاره فرسنگها با حل آن فاصله دارد. اما همین شامپانزه گویا قرار نیست هیچوقت مثل انسان برجسازی کند یا بهقول نویسندهی مقالهی نیوساینتیست به نظریهی کوانتوم برسد. در مورد انسان چطور؟ در وهلهی اول به نظر میرسد انسان بختبرگشته هم با تمام بلندپروازیها و ادعاهایش برای دسترسی به آگاهیهای بیشتر دستوپایش بسته است. دستکم مقالهای که به آن اشاره کردم چنین مفهومی را القا میکند. اما باید میانبری برای رسیدن به سطح جدیدی از آگاهی وجود داشته باشد؛ اگر هم اینطور نباشد، همینکه فکر کنیم راهی برای رهایی از جهل مرکب وجود دارد آرامشبخش است. از این شروع میکنم که انسان چه دارد که لاکپشت و شامپانزه از آن بیبهرهاند؟ به سه چیز میرسم: اینکه انسان موجودی ابزارساز است؛ انسان به زبان مجهز است و از همه مهمتر اینکه انسان با همان ابزارسازی و پتانسیل زبانیاش در حال خلق هوشیست که گمان میرود از خودش باهوشتر باشد.

تا اینلحظه میدانیم که ابزارسازی مختص انسانها است. سایر جانداران هم بهطور گسترده از ابزارها استفاده میکنند؛ مثلا همهی ما میمونی را دیدهایم که با سنگ بر سر نارگیل میکوبد اما هیچوقت ندیدیم یا نشنیدیم که این ابزارها تکامل گستردهای پیدا کنند. در مورد زبان هم، بحث زیاد است؛ یک توافق کلی وجود دارد که زبان نیز یک مشخصهی انسانی است. اکثر موجودات، از زنبور گرفته تا بوزینه، نوعی وسیلهی ارتباطی دارند؛ اما اکثر محققان از سالها پیش گفتهاند که آن، زبان (Language) نیست و فقط سطوحی از ارتباط (Communication) است؛ ارتباطی که هم دستورالعمل و هم خروجیاش ثابت است. درحالیکه در زبان انسانی با تعداد [تقریبا] ثابتی از قوانین (گرامر) و مجموعهای نامتناهی از عبارات و معانی روبهرو هستیم.
سر آخر میرسیم به خروجی این دو ویژگی ابزارسازی و زبان: انسان ابزارساز، ابزاری میسازد یا منطقی خلق میکند و بهلطف ماهیت زبان میداند چطور باید دانستهاش را منتقل کند؛ و اینجاست که پای جدیدترین ساختهی بشر یعنی هوش مصنوعی به میان میآید. ما انسانها در پی آنیم که چیزی بسازیم که یاد بگیرد، پیوسته به یادگیری ادامه دهد، خودش توان حل مساله و تصمیمگیری داشته باشد و به ما چیزی بدهد که دوست داریم داشته باشیم اما نداریم.
ما ابزاری میسازیم که از ما هوش بیشتری دارد و به واسطهی آن از دایرهی آگاهی محدود بشر عبور کرده و حقایق بیشتری از عالم را برایمان فاش میکند. شامپانزه از لاکپشت باهوشتر است؛ ما هم از شامپانزه باهوشتریم؛ طبق قاعده ما هم نهایتا به طبیعت انسانیمان محدودیم. اما به کمک چند ویژگی ذاتی انسانی شاید بتوانیم از محدودیتها عبور کنیم. خودمان نمیتوانیم ولی احتمال دارد چیزی که ساختهایم بتواند به سطح جدیدی از آگاهی برسد و ما را باخبر کند.